‹ اندیشه های خام

آنچه زیباست و ناراحتمان میکند

دوشنبه 27 خرداد 1398

زیبایی چیزی نیست که در عالم بیرون به دنبال آن باشیم، بلکه حسی است که باید از درون زاده شود.

روزی در حیاط ساختمانی دو کودک یک بازی دوست داشتنی می کردند. آنها از خودشان زبانی ویژه ساخته بودند که با آن میتوانستند با هم حرف بزنند، بدون اینکه دیگران حتی یک واژه از آن را بدانند.

یکی گفت: بریف، براف!
دیگری پاسخ داد: براف، بروف.

در طبقه ی بالا پیرمردی در بالکن نشسته بود و روزنامه می خواند، در خانه ای که در مقابل او بود پیر زنی به پنجره تکیه کرده بود .
زن گفت : آن دو بچه چه احمقانه و نامفهوم حرف می زنند!.
اما پیر مرد با نظر او موافق نبود گفت : من اینطور فکر نمی کنم.

زن گفت: اگر چیزی از کلام این دو دریافتید به من هم بگویید.
مرد گفت: البته که همه را فهمیده ام. یکی گفت : امروز چه روز زیبایی است و دیگری پاسخ داد: تازه فردا بهتر هم خواهد شد.

پیز زن به آن دو کودک خیره شد و ساکت ماند چون دو کودک دوباره شروع به گفت و گو کردند.

یکی گفت: ماراشی، باراشی، پانی، موشی؟
دیگری گفت: بروف
و بار دیگر هر دو خندیدند.

پیرزن با ناراحتی از همسایه اش پرسید: آیا شما بازهم کلامشان را فهمیدید؟
پیر مرد با لبخند پاسخ داد: البته. یکی گفت: ما خیلی خوشبختیم، چون داریم در این جهان زندگی می کنیم و دیگری گفت: جهان خیلی شگفت انگیز و زیباست.

پیرزن پرسید: اما آیا این جهان به راستی زیباست!.
پیر مرد پاسخ گفت : بریف، بروف، باراف

کلمات کلیدی:

اندیشه های خام درباره نرم افزار و دیگر چیزها، به قلم حمزه جوادی از شیراز. مرا در گیت هاب، مدیوم و یا در ویرگول دنبال کنید. با من در جیمیل با hjavadish در ارتباط باشید